تحولات منطقه

به نظر می‌رسد معاون رئیس‌جمهور آمریکا نه تنها در شکل‌دهی به سیاست چین نقش محوری ندارد، بلکه در حال تبدیل شدن به چهره‌ای حاشیه‌ای در یکی از مهم‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی آمریکا است؛ پرونده‌ای که می‌تواند آینده نظم بین‌الملل را تحت تأثیر قرار دهد.

سکوت و انفعال «ونس» درباره چین؛ شکاف در راهبرد سیاست خارجی دولت ترامپ
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

در حالی‌که روابط واشنگتن و پکن بار دیگر در آستانه یک مقطع حساس قرار گرفته و دیدار احتمالی دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ می‌تواند مسیر تعاملات دو قدرت بزرگ را تغییر دهد، جای خالی موضع‌گیری جدی جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، توجه تحلیلگران را جلب کرده است. ونس که پیش‌تر چین را «بزرگ‌ترین تهدید برای آمریکا» توصیف کرده و رویکردی سخت‌گیرانه نسبت به پکن داشته، در ماه‌های اخیر عملاً از فضای دیپلماتیک مربوط به چین کنار رفته است.

این سکوت در شرایطی رخ می‌دهد که برخی از چهره‌های ارشد دولت ترامپ، از جمله مارکو روبیو وزیر خارجه و پیت هگست وزیر دفاع، نشانه‌هایی از تعدیل در لحن خود نشان داده‌اند. روبیو اخیراً از رسیدن واشنگتن و پکن به «ثبات راهبردی» سخن گفته و بر نقش چین در چارچوب کنترل تسلیحات تأکید کرده است. هگست نیز اعلام کرده پکن تضمین داده که در تأمین تسلیحات برای ایران نقشی ندارد. این تغییر لحن، از نگاه تحلیلگران، تلاشی برای آماده‌سازی فضای سیاسی جهت یک دیدار احتمالی و کم‌تنش میان رهبران دو کشور تلقی می‌شود.

با این حال، ونس نه تنها در این روند نقش فعالی نداشته، بلکه از زمان اظهارنظر جنجالی خود درباره «دهقان چینی» نیز کمتر درباره چین سخن گفته است. این غیبت در شرایطی برجسته‌تر می‌شود که در سنت سیاسی آمریکا، معاونان رئیس‌جمهور معمولاً نقش واسطه و تسهیل‌گر در روابط با چین را ایفا کرده‌اند؛ نقشی که از زمان دوره جورج اچ. دابلیو. بوش تا دولت‌های کلینتون و اوباما بارها تکرار شده است.

محدودیت نقش یا انتخاب سیاسی؟

تحلیلگران دو برداشت متفاوت از سکوت ونس ارائه می‌دهند. برخی آن را ناشی از محدودیت‌های ساختاری جایگاه معاون رئیس‌جمهور می‌دانند، اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد این سمت در دوره‌هایی مانند معاونت ال گور و جو بایدن نقش فعالی در سیاست چین داشته است. از این منظر، غیبت ونس بیشتر به انتخاب سیاسی او بازمی‌گردد تا محدودیت نهادی.

توضیح دیگر به جایگاه او در درون جنبش «ماگا» (MAGA) بازمی‌گردد. ونس تلاش می‌کند خود را وارث فکری این جریان معرفی کند؛ جریانی که از یک‌سو بر رقابت سخت با چین تأکید دارد و از سوی دیگر، در نسخه ترامپی خود، انعطاف‌پذیری تاکتیکی را نیز می‌پذیرد. این دوگانگی باعث شده ونس در موقعیتی میان ایدئولوژی و عمل‌گرایی گرفتار شود.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد معاون رئیس‌جمهور نه تنها در شکل‌دهی به سیاست چین نقش محوری ندارد، بلکه در حال تبدیل شدن به چهره‌ای حاشیه‌ای در یکی از مهم‌ترین پرونده‌های سیاست خارجی آمریکا است؛ پرونده‌ای که می‌تواند آینده نظم بین‌الملل را تحت تأثیر قرار دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha